تبليغاتX
چوب

چوب

مشخصاتی از چوب وکاغذ

کتابخانه باستانی سلسوس

چکیده:
شهر اِفسوس یکی از شهرهای مهم تمدن روم باستان در آسیای صغیر می باشد. این شهر که در سواحل دریای اژه و کناره رود مندرس کوچک واقع شده امروزه به ترکی بنام اِفس خوانده می شود. آثار بجا مانده از این شهر از نظر تاریخی جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد. در میان آثار باستانی بجا مانده در این شهر بنای یک کتابخانه به چشم می خورد. این کتابخانه که در حدود سال ١٢٥ میلادی توسط ژولیوس آکویلا سلسوس به یادبود پدرش ساخته شده است به نام کتابخانه سلسوس معروف شده است. این کتابخانه جزء معدود بناهای اختصاص داده شده برای کتابخانه است که تاکنون تقریباً سالم باقی مانده است. این کتابخانه که جزو اولین کتابخانه های عمومی است که در آسیای صغیر براساس فرهنگ روم باستان ساخته شده مورد توجه بسیاری از پژوهشگران واقع شده است. در این نوشته سعی بر آن است تا با توجه به آثار باقی مانده از این بنا مشخصات و خصوصیات کتابخانه های دوره باستان روم از نقطه نظرهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد.
 کلید واژه ها: کتابخانه های باستان، تاریخ کتابخانه ها، کتابخانه سلسوس
 
مقدمه
کتابخانه های عهد باستان همانند کتابخانه های امروزی انواع مختلفی داشته و براساس اهداف مختلفی تاسیس شده بودند. این کتابخانه ها با توجه به سازمانهای که وابسته به آنها بودند و بیشتر آنها مراکز آموزش و یا دینی بود دارای ویژگیها و مشخصات متفاوتی بودند. در میان این کتابخانه ها بخصوص کتابخانه های بنا شده در روم باستان به کتابخانه های برخورد می کنیم که به هیچیک از سازمانهای دولتی، آموزشی و یا دینی وابسته نبودند و در مقابل قابل استفاده برای عموم مردم بودند. ما به دلیل همین مشخصه خاص آنها می توانیم به آنها عنوان کتابخانه های عمومی را اطلاق نمائیم. هر چند در میان این کتابخانه ها مواردی بودند که با اهداف دینی و مذهبی ساخته شده بودند ولی به مردم عادی نیز به ارائه خدمات می پرداختند. اما کتابخانه های که فقط با هدف ارائه خدمت به مردم راه اندازی شده بودند برای اولین بار در زمان امپراطور آگوستوس[1] (٢٧ قبل از میلاد – ١٤ میلادی) احداث شده اند. در زمان حکمرانی این امپراطور با تلاشهای آسینوس پولیو[2] اولین نمونه از کتابخانه های عمومی احداث گردید. این کتابخانه که به عنوان یک کتابخانه عمومی واقعی به حساب می آمد بعداً نقطه آغازین برای راه اندازی سایر کتابخانه های عمومی گردید. احتمال داده می شود که این کتابخانه در ٦٤ میلادی توسط نرون امپراطور روم به همراه شهر روم سوزانده شده باشد (یلدیز[3]، ٢٠٠٣: ٣١٢ – ٣١١). در بعضی از منابع فکر ایجاد کتابخانه عمومی به ژولیوس سزار نیز نسبت داده شده است (پیلینوس[4]، ١٩٥٨: ١١ -١٠).
به پیروی از این تفکر کتابخانه های عمومی در ایالتهای مختلف وابسته به روم نیز رواج پیدا کرد. از میان کتابخانه های مهمی که در دوران امپراطوری در روم باستان بعنوان کتابخانه های عمومی در خارج از سرزمین اصلی روم ساخته شدند می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
●  کتابخانه های که در یونان توسط رومیها ساخته شده بود همانند کتابخانه های عمومی شهر فیلیپی[5] و پاتراس[6]. این کتابخانه ها بنام مقامات رسمی شهر و ماموران دولتی در یونان ساخته شده بود ولی مردم عادی شهر نیز اجازه استفاده از آنها را داشتند؛
●  کتابخانه های که در ایالتهای آسیائی روم ساخته شده بود همچون اِفسوس، آفرودیت[7]، کرمنا، ساگالاسوس[8] و جزیره قبرس؛
●  کتابخانه های که در ایالتهای آفریقائی روم ساخته شده بود همچون تیمگاد[9] و کارتاگو[10] (والکنز[11]، ١٩٩٤: ١٨١ – ١٧١؛ یلدیز، ٢٠٠٣: ٢٦٠ – ٢٥٣).
نمونه های ذکر شده نشان از آن دارد که در قرون اول تا سوم میلادی در روم و ایالتهای وابسته به آن احداث کتابخانه های عمومی رواج فراوانی داشته است. با بررسی موقعیت کتابخانه های راه اندازی شده متوجه خواهیم شده که این کتابخانه ها به مرکز شهر بخصوص به بازار (مرکز تجاری شهر) نزدیک بوده اند. این مسئله نشان از آن دارد که سازندگان کتابخانه ها به مسئله راحتی دسترسی توجه داشته اند و مردم به راحتی می توانستند به آنها دسترسی داشته باشند. به همین دلیل کتابخانه ها می توانستند بهتر به مردم خدمات بدهند. کتابخانه شهر اِفسوس از این نظر یکی از بهترین نمونه ها به شمار می رود.
در بعضی موارد کتابخانه های عمومی در نزدیکی حمامهای عمومی ساخته شده اند. به عنوان نمونه در روم در نزدیکی حمامهای امپراطور کاراکالا[12] خرابه ای یک کتابخانه پیدا شده است که در ٢١٧ – ٢١٢ میلادی تاسیس شده است.[13] احداث کتابخانه های که نزدیک حمامها بودند و به آنها وابسته بوده اند از امپراطور تیبریوس[14] گسترش یافته است. این کتابخانه ها نیز برای همه افراد شهر آزاد بوده و به دلیل نزدیکی و همجواری با حمامها به کتابخانه های حمام معروف شده اند. کتابخانه فیلیپی در یونان یکی از نمونه های معروف در این زمینه محسوب می گردد (یلدیز، ٢٠٠٣: ٣١٣).
از میان کتابخانه های که ذکر گردید کتابخانه های شهر اِفسوس و تیمگاد با هدف احداث یک کتابخانه مستقل عمومی احداث شده اند. که تیمگاد در بین سالهای ٩٨ – ١١٧ میلادی برای استفاده سربازان امپراطوری روم و خانواده های آنها که در شمال آفریقا ساکن بودند احداث گردیده بود. اما کتابخانه شهر افسوس به منظور استفاده مردم ساکن در شهر بنا شده است. در این نوشته سعی بر آن داریم تا مشخصات و خصوصیات کتابخانه شهر اِفسوس را که به نام بانی آن سلسوس معروف شده است مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.


شهر اِفسوس
در میان محدوده های شهرستان سلجوق و ازمیر در کنارهای دریای اژه واقع در غرب ترکیه یکی از بنادر و شهرهای باستانی جهان به نام اِفسوس قرار دارد. اولین نشانه های اسکان در این شهر مربوط به ٦٠٠٠ سال قبل از میلاد مسیح می باشد. در پژوهشهای باستانشناسی که در سالهای اخیر صورت گرفت در تپه های آیاسولوک[15] آثار تمدنهای هیتیتی[16] بدست آمد. در زمان هیتیتی ها این شهر به نام "آپاسالار" نامیده می شده و در ١٥٠٠ قبل از میلاد مهاجرانی که از یونان آمده بودند در این شهر مسکن گزیدند. بعد از ٦٥٠ قبل از میلاد شهر کم کم به اطراف معبد آرتِمیس[17] منتقل گردید. بیشتر بناهای باقی مانده کنونی آثار بجا مانده از شهری است که یکی از سرداران اسکندر مقدونی به نام لیسیماکوس[18] در سال ٣٠٠ قبل از میلاد دستور ایجاد آنرا داده است. اما آثار ارزشمند دیگری مربوط به دوران پیش و بعد از آن نیز در شهر به چشم می خورد. لیسیماکوس شهر را براساس نقشه ای جدید دوباره بنا نمود. براساس این نقشه خیابانها و کوچه های شهر بطور موازی بوده و همدیگر را بطور منظمی قطع می کنند.
عصر هلنی و دوران امپراطوری در روم باستان اوج رونق این شهر بود. بطوری که در زمان امپراطور آگوستوس به عنوان پایتخت ایالتهای آسیائی روم انتخاب گردید. براساس بناهای بجا ماند از آن دوره گمان می رود در قرون اول و دوم قبل از میلاد حدود ٢٠٠ هزار نفر در این شهر زندگی می کرده اند. در این دوره سطح تمام بناها از سنگها مرمر تراشیده شده ساخته شده بود.
در قرن ششم قبل از میلاد این شهر به همراه شهر میلتوس[19] که در جنوب آن قرار داشت بعنوان مراکز مهم فرهنگ و هنر سرزمین لیدی محسوب می گردیدند (تصویر شماره ١). افرادی همچون هیراکلیتوس[20] ، آرتمیدوروس[21] ، شاعرانی همچون کالینوس[22] و هیپوناکس[23]، عالم زبان و گرامر زونودوتوس[24] ، حکیمانی همچون سورانوس[25] و روفوس[26] در این شهر پرورش یافتند. همه این افراد در زُمره دانشمندان و مشاهیر معروف یونان و روم قرار دارند. با توجه به ساخت بندر در قرن چهارم قبل از میلاد اِفسوس به شهری تجاری تبدیل شده بود. امپراطور هادریان[27] بندر را بارها تعمیر نمود. در قرون اولیه میلادی بدلیل فعالیت بندر در شهر اِفسوس این منطقه شاهراه ارتباطی شرق به غرب را تشکیل داده بود. به واسطه همین فعالیتها شهر به صورت یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی زمان خود در آمد و پایتخت ایالتهای آسیای امپراطوری روم محسوب گردید. این اهمیت به حدی بود که معبد آرتمیس[28] بزرگترین معبد خدای آناطولی[29] در این شهر ساخته شد. همانگونه که می دانیم معبد آرتمیس یکی از شاهکارهای هنر معماری است و جزو عجایب هفتگانه دنیا محسوب می شود. بر اثر رسوبات شدید رودخانه مارنس و رود مندرس کوچک سواحل این شهر پر گردید و شهر کم کم از دریا دور گردید و در حال حاضر از سواحل دریای اژه دور مانده است.
در قرون هفتم میلادی این نواحی صحنه لشکرکشی اعراب مسلمان و جنگ آنها با مسیحیان بود. در دوران بیزانس شهر دوباره محل خود را تغییر داده و به محل ابتدائی خود در تپه های آیاسولوک منتقل گردید. در سال ١٣٣٠ میلادی این شهر توسط ترکان سلجوقی تسخیر گردید. شهر در اواخر قرن چهاردهم میلادی (قرن هشتم هجری) بعنوان مرکز حکومتی حکمرانان ترک نژاد "پسران آیدین" (آیدین اوغولاری) انتخاب شده بود. از قرن ١٦ میلادی (قرن دهم هجری) به بعد جمعیت آن رو به کاهش گذاشت و در حال حاضر در روستاها و شهرکهای کوچک واقع در اطراف این منطقه حدود ٣٠٠٠٠ نفر زندگی می کنند (یلدیز، ٢٠٠٣: ٢٢٨ – ٢٢٧؛ تونای، ١٩٧٠: ٣).

 


تصویر ١: نقشه مربوط به دروان اوج و شکوفائی تمدن لیدی و شهرهای باستانی مربوط به آن در غرب آسیای صغیر


طبق آمار رسمی دولت ترکیه هر ساله نزدیک به دو میلیون توریست خارجی از بناهای بجا مانده از آثار تمدن لیدی در این شهر بازدید می نمایند. این شهر تنها شهر باستانی جهان می باشد که تماماً از سنگ مرمریت ساخته شده است. آثار مهمی که در وسعت ٨ کیلومتر مربعی این شهر وجود دارند عبارتند از : معبد آرتیمس(خدای مادر): این معبد اولین معبد ساخته شده از سنگ مرمریت در جهان می باشد. بزرگی آن در ابعاد ١٣٠ × ٦٨ متر و نمای اصلی آن همانند معابد دیگر آرتیمس به سمت غرب می باشد؛ دروازه شرقی؛ بنای مجلس عام[30] با گنجایش ١٤٠٠ نفر؛ تالار اجتماعات رسمی؛ تالار شهرداری[31]؛ میدان دومیتینوس[32]؛ دروازه هراکلیوس(خدای قدرت)؛ خانه های ویلای ساخته شده از مرمریت که مجهز به حمام و سیستم گرمایشی هستند؛ حمامها و توالت های عمومی؛ معبد هادریانوس[33]؛ آرامگاه خواهر کلوپاترا؛ آب نمای هرون، کتابخانه عمومی و دهها بنای دیگر (نگاه کنید به تصویر شماره ٢).


 


تصویر٢: موقعیت آثار ارزشمند موجود در مرکز شهر. کتابخانه و راههای ارتباطی آن مشخص است.

 


بنای کتابخانه شهر اِفسوس
 در میان بناهای بجا مانده از تمدن باستانی روم در این شهر ساختمان کتابخانه ای جلب توجه می کند. همانگونه که ذکر گردید این کتابخانه یکی از کتابخانه های است که در ایالتهای وابسته به امپراطوری روم ساخته شده و تاکنون بطور مطلوبی بازمانده است. این بنا از نظر معماری یکی از زیباترین بناهای موجود در شهر به حساب می آید. بنا در دروازه جنوبی هلنیسکی بازار شهر قرار گرفته است. کتابخانه از طریق دروازه امپراطور آگستوس[34] با محوطه بازار اصلی شهر ارتباط دارد. محوطه اصلی کتابخانه در سمت چپ بنای ورودی و در سمت شمال دروازه قرار گرفته است که از طریق این دروازه به میدان اجتماعات و فضای بازار شهر وصل می شود. این محوطه محل خرید و فروش محصولات کشاورزی و صنعتی شهر بوده است. بدلیل آنکه امپراطور آگوستوس هنگام ورود به میدان به همراه همسرش و پسرش از این دروازه عبور می کرده اند به افتخار او به این نام خوانده شده است. این محل یکی از محلهای مورد علاقه مردم شهر محسوب می شده است (این دروازه در سمت راست تصویر شماره ٣ قابل مشاهد است). در این کتابخانه عالمان و شاعران و خطیبان به برگزاری کنفرانس مشغول بوده اند. نزدیکی بنا به سالن اجتماعات شهر بر اهمیت آن بعنوان یک مرکز فرهنگی افزوده است.

 


 تصویر ٣: محوطه اصلی کتابخانه سلسوس


کتابخانه از طریق جاده ای که سطح آن با سنگهای مرمریت آذین شده است به تئاتر بزرگ شهر متصل می شود. این جاده به "جاده مرمریت" شهرت دارد و محل عبور بزرگان و مشاهیر شهر بوده است (تصویر شماره ٤).
 

 

تصویر ٤: جاده مرمریت که کتابخانه را به تئاتر بزرگ شهر متصل می کند


برای اولین بار در بین سالهای ١٩٠٣ الی ١٩٠٥ هبردی[35] و بندروف[36]  پژوهشهائی باستانشناسی را محل کتابخانه انجام دادند. در ١٩٠٨ ویلبرگ[37] و نیمان[38] نیز تعمیراتی را در این کتابخانه صورت دادند. در سال ١٩٦٩ استروکا[39] پژوهشهائی را در این محل صورت داده است و اطراف این بنا را از قطعات فرو ریخته پاکسازی نموده است. براساس پژوهشهای وی مشخص گردید که حدود ٦٥% از بنا سالم مانده است. از طرف انستیتو باستانشناسی اطریش عملیات تعمیر و نگهداری این بنا در سال ١٩٧٠ شروع و در سال ١٩٧٨ به پایان رسید. وضعیت موجود حاصل آخرین تعمیرات صورت گرفته توسط پژوهشگران اطریشی می باشد (هوبر، ١٩٧٨: ٨٨٧ – ٨٧٩).
براساس کتیبه های موجود در قسمتهای مختلف کتابخانه اطلاعات بسیار مفیدی از این کتابخانه بدست آمده است. بر همین اساس مشخص شده است که این کتابخانه از طرف چه کسی، در چه زمانی، برای چه کسی و با چه هزینه ای ساخته شده است. این کتیبه ها تنها منابع مکتوب موجود در مورد کتابخانه است که تاکنون بدست آمده است. این کتیبه ها عبارتند از:
1. در جبهه شرقی کتابخانه و در سمت چپ درب ورودی میانی در روی سطحی مثلث شکل که گوشه ای از آن شکسته شده است (تصویر شماره ٥). نوشته ای وجود دارد که مشخص می شود که یک از افراد ثروتمند شهر به نام "تیبریوس ژولیوس سلسوس پوله ماونوس"[40] با هزینه شخصی خود هزینه ساخت، تزئینات و تهیه کتاب برای این کتابخانه را به مبلغ ٢٥ هزار سکه طلا بعنوان شروع پرداخت نموده است (پلاتی، :١٥٥ شماره ١٢٨)؛
 

 

تصویر ٥: کتیبه اصلی کتابخانه که در سمت چپ پلکانهای ورودی و در تراس قرار گرفته است

 
2. در کتیبه دیگری که در طبقه همکف این کتابخانه و در بخش مخزن وجود دارد مشخص شده است که کتابخانه در سال ١٠٠ میلادی از طرف شخص مذکور برای گرامیداشت یاد پدرش ساخته شده است ( پلاتی، ١٥٥ شماره ١٢٩)؛
3. در سمت جنوبی کتابخانه بر روی یک ستون سنگی متنی وجود دارد که از کتابخانه با نام سلسوس سخن به میان آمده ولی از متن باقی مانده از کتیبه مطلب قابل توجهی فهمیده نمی شود (هبردی، :١٩٠٤: ٧؛ پلاتی، ١٥٧ شماره ١٣١)؛
4. در ایوان شمالی کتابخانه متنی به خط لاتینی و در ایوان جنوبی به یونانی قدیم سخن از بنیانگذار کتابخانه و پسرش آکویلا[41] به میان آمده است و در آن وظایف شخص مذکور در ایالتهای آسیائی روم، عنوانها و شرح حال زندگی او ذکر شده است (هبردی، ١٩٠٤: ٧).
بدین ترتیب براساس مطالب خوانده شد از کتیبه ها مشخص می شود که شخصی به نام آکویلا این کتابخانه را برای یادبود پدرش ژولیوس سلسوس ساخته و به همین نام نامیده است. فقط بعضی از پژوهشگران در مورد تاریخگذاری کتابخانه به بحث و جدل پرداخته اند. استروکا معتقد است که ژولیوس سِلسوس شروع به ساخت کتابخانه نموده است ولی کار وی را پسرش آکویلا به پایان رسانده است. بنا بر عقیده او با توجه به تاریخ مرگ ژولیوس سلسوس کمی بعد از مرگ وی ساختمان ساخته شده است. ژولیوس سلسوس از اعضاء یکی از خانواده های مشهور شهر اِفسوس و ساردین بوده و آموزش نظامی و حقوق دیده بود. در زمان امپراطور دومیتیانوس[42] در ٩٢ یا ١٠٦ میلادی در یکی از ایالتهای آسیائی امپراطوری روم به منصب "پروکنسول" رسیده بود. وی بعد از سن ٦٠ سالگی به سیاست بازگشته و کمی قبل از ١١٤ میلادی درگذشته است. بنا بر عقیده استروکا در ابتدای قرن دوم میلادی ساختمان کتابخانه بر اساس درخواست و وصیت او به دست پسرش ساخته شده است (استروکا، ١٩٧٨: ٨٩٤ – ٨٩٣؛ استروکا، ١٩٧٩: ٨١٣).
گذشته از کتیبه های موجود در ساختمان کتابخانه تزئینات و فنون بکار برده شده در معماری نظریه استروکا را مورد تآئید قرار می دهد. بنابر نظریه وی وقتی معماری کتابخانه شهر اِفسوس و تمام بناهای قرن اول میلادی در ایالتهای آسیائی را با هم مقایسه می کنیم مشابهت های زیادی را خواهیم دید. اما بعضی از طرحهای تزئینی بکار رفته در این کتابخانه در سایر بناهای هم عصر آن در آسیای صغیر مشاهده نمی شود. به عنوان نمونه در بالکنهای طبقه دوم نمای کتابخانه در بین تزئینات بکار رفته به مواردی برخورد می کنیم که به عناصر تزئینی بکار رفته در بعضی از بناهای موجود در ایتالیا شبیه است (یلدیز، ٢٠٠٣: ٢٢٩).
در منگوله های کناری سقف طبقه اول در نمای اصلی کتابخانه طرحهای ماهی شکلی دیده می شوند که برای این نوع معماری غریبه هستند. تزئینات معماری کتابخانه تلفیقی از طرح های آسیای صغیر و روم در ابتدای قرن دوم میلادی است و نقطه ترکیب بناهای آسیای صغیر و روم محسوب می شوند. از سرگذشت این کتابخانه اطلاع دقیقی در دست نیست اما براساس شواهد موجود احتمال داده می شود بعد از آتش سوزی سقف آن فرو ریخته و تنها نمای اصلی آن باقی مانده است (استروکا، ١٩٧٨: ٨٩٩ -٨٩٤). هیچ مدرکی مبنی براینکه آتش سوزی در چه زمانی رخ داده است وجود ندارد(میلتنر، ١٩٥٨: ٥٧). با توجه به منابع تاریخی به علت عدم وقوع حوادث غیر طبیعی و یا جنگهای بزرگ در قرن ا.ل میلادی انهدام آن وجود نداشته است. به همین دلیل احتمالاً کتابخانه حداقل ١٥٠ سال به سرویس دهی و ارائه خدمات ادامه داده است. براساس آخرین پژوهشهائی صورت گرفته احتمال داده می شود کتابخانه در حین غارت شهر در ٢٦٢ میلادی تخریب شده است و در این اثناء کتابها آتش گرفته و کتابخانه به صورت فعلی درآمده است (استروکا، ١٩٧٩: ٨١٤).
با توجه به اسناد تاریخی در عصر متأخر تمدن رومی در قرن پنجم میلادی تعمیرات اساسی در شهر صورت گرفته است. با توجه به تفاوتهای موجود در سبک بکار برده شده به نظر می رسد در این اثناء دربها و دیوارهای کتابخانه نیز تعمیر شده است. همچنین در این دوره سالن مطالعه نیز تعمیر گشته و روبروی پلکان ورودی حوضی ساخته شده است. حوض مقابل نیز با تصاویر حجاری شده و لوحه های تزئین شده است. از کناره پلکانها آب در جریان بوده و نمای زیبای کتابخانه بر روی آب حوض مقابل آن منعکس می شده است. در تزئینات برجسته موضوعاتی همچون جنگ، دین و عشق کار شده است. براساس شواهد موجود احتمال داده می شود بعد از تعمیرات صورت گرفته در این دوره در قرن پنجم بنای ساختمان کاربرد دیگری یافته است. با توجه به تزئینات افزوده شده به آن احتمال داده می شود که محل کتابخانه در قرون متاخر برای برگزاری جشنهای شبانه مورد استفاده قرار می گرفته است. در زلزله های که در قرون وسطی صورت گرفته ساختمان کتابخانه همانند سایر بناهای شهر آسیب دیده است (هبردی، ١٩٠٥: ٥٦ – ٥٣، تصاویر ١١ و ١٢).


معماری بنا
کتابخانه سلسوس از نظر معماری شباهتهای زیادی با سایر کتابخانه های هم عصر خود دارد. از نظر قاعده و نقشه به کتابخانه هادریانوس[43] شهر آتن شبیه است. از نظر استقلال بنا به کتابخانه تیمگارد شبیه است. از این نظر که دیواره های بیرونی دو جداره هستند و راهروئی در آن قرار دارد به کتابخانه نیسا[44] شبیه است. این روش برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به داخل کتابخانه در نظر گرفته شده است. ستونهای موجود در نمای ساختمان و نمای دو طبقه ای در نظر گرفته شده با نمای صحنه تئاتر شهر اِفسوس مشابهت دارد. این مشخصات در بناهای رسمی این دوره در آسیای صغیر نیز مشاهده می شود (رومف؛ ١٩٤٩: ١٤٩). بدون رواق بودن کتابخانه این بنا را با سایر بناهای مربوط به کتابخانه های روم جدا می کند (هسل، ١٩٥٥: ٧). بنای کتابخانه را می توان از دو نقطه نظر معماری نمای خارجی و معماری داخلی مورد مطالعه قرار داد.
١. معماری نمای خارجی کتابخانه: توجه نما به شرق هماهنگ با معماری کتابخانه های عصر باستان می باشد. این نما با عرض ٢١ متر و ارتفاع ١٦ متر تماماً با سنگ مرمر سفید ساخته شده است. در مقابل نما با یک دالان ستون دار که در بعضی از کتابخانه وجود دارد مواجه نمی شویم. بنا بوسیله یک راه پله با ٩ پله به یک تراس که بر روی آن بنا ساخته شده متصل می شود. در این نما ستونهای با قاعده های به شکل مربع در وضعیت ایستا به تعداد هشت عدد وجود دارد (تصویر شماره ٦). بنابر نظریه هبردی در سمت چپ و راست راه پله مجسمه های مربوط به افرادی که کتابخانه به نام آنها بنا شده است وجود داشته است و بدین وسیله راه پله ورودی به کتابخانه تزئین شده بودند. مجسمه بعنوان یکی از عناصر اصلی تزئینات در عصر باستان روم و یونان باستان محسوب می شود و در درون سالنهای همه کتابخانه ها ساخته شده در این دوره بعنوان رب النوع محافظ بکار برده می شد.

 

تصویر ٦: پلان قسمت اصلی کتابخانه


در فضای خالی بین ستونها سه درب ورودی قرار دارد که راه ورود به سالن اصلی کتابخانه هستند. درب میانی درست در مرکز ساختمان قرار دارد و از دو درب دیگر از نظر ارتفاع بلندتر است. فاصله مابین این ستونها یکسان نیست و در محلهای که درها قرار گرفته اند از یکدیگر فاصله بیشتری دارند. در چهار قسمت دیگر که فاصله ستونها از هم کمتر می باشد در نگاه اول چهار پایه سنگی مشاهده می شود که عینا در طبقه فوقانی نیز تکرار شده است. در فضای پشت ستونها پایه های مزینی دیواره کتابخانه را تزئین کرده است. در نتیجه این تزئینات در پشت ستونهای همکف چهار تو رفتگی به صورت رف شکل گرفته است. این رفها درست در بین دربهای ورودی قرار دارند و در درون آنها بر روی پایه هائی سنگی مجسمه های رب النوع های یونان باستان که از سنگ مرمریت ساخته شده بچشم می خورد. همه این رب النوع ها مونث و ملبس بوده و براساس ظاهر نمای کتابخانه به ترتیب از راست به چپ عبارتند از رب النوع دانش، بصیرت، پاکدامنی و خرد (تصاویر شماره ٧). احتمال داده می شود در دیواره طبقه دوم همانند طبقه اول بر روی ستونهای که فعلا خالی هستند مجسمه های مشابه دیگری نیز وجود داشته است که در گذر زمان از بین رفته اند. مشابه تراس موجود در مقابل فضای ورودی کتابخانه سلسوس را میتوان در کتابخانه پُمپئی[45] در ایتالیا نیز مشاهده کرد. قرار گرفتن مجسمه ها در کناره درهای ورودی را می توان در کتابخانه های پُمپئی و تیمگاد نیز مشاهده نمود (یلدیز، ٢٠٠٣: ٢١٩).

 

رب النوع بصیرت Ennoia ("Insight")

رب النوع دانش Episteme ("Knowledge")

رب النوع خردSofia ("Wisdom")

رب النوع پاکدامنی Arete ("Virtue")

 

تصویر ٧: مجسمه های رب النوعهای رومی موجود در نمای اصلی کتابخانه


٢. معماری داخلی کتابخانه: از تزئینات درون کتابخانه بجز دیواره ها و پایه های ستونهای آن چیزی دیگری باقی نمانده است. سالن ابعادی به عمق ١١ متر و عرض ١٦.٥ متر دارد. در مقابل دیواره غربی و درست مقابل درب میانی کتابخانه شبستانی به پهنای ٥/٤ متر و عمق ١٩/٢ متر وجود دارد. احتمال داده می شود که مجسمه بزرگی از ژولیوس سلسوس که کتابخانه به نام وی ساخته شده در این قسمت قرار گرفته باشد. ولی هبردی وقتی وضعیت را با کتابخانه برگاما[46] مقایسه می کند احتمال می دهد در این محل مجسمه بزرگی از آتنا[47] قرار داده شده باشد. به غیر از دیواره های نمای کتابخانه که تماماً از سنگ مرمریت ساخته شده است سه دیواره دیگر داخل کتابخانه تا ارتفاع چهار متر از تخته سنگ و سپس با آجر ساخته شده اند (تصویر شماره ٨). احتمال داده می شود که دیواره های داخلی سالن تزئینات خاصی از گچ و سنگ مرمریت داشته اند که به مرور زمان از بین رفته است.

 تصویر ٨: دیواره های داخلی کتابخانه و وضعیت رف های محل نگهداری کتابها


در داخل سالن در هر سه دیواره با بکارگیری روش تورفتگی در دیوار رف های به شکل مربع مستطیل برای نگهداری منابع کتابخانه در نظر گرفته شده است. به عبارت دیگر محل قرار گرفتن کتابها رف های است که براساس عادت رومیها ساخته شده است (کالمر[48] ١٩٤٤: ١٧٧). در دیوار شمال و جنوبی هر کدام سه رف و هر در دو طرف شبستان دو رف جمعأ ١٠ رف وجود دارد. این رف های دارای عمقی ٥/٠ متر، بلندی ٨٠/٢ متر و عرض یک متر می باشند. درون این رف ها همانند سایر قسمتهای دیواره های کتابخانه با گچ پوشانده نشده و درون آنها بوسیله سنگهای مرمر تزئین شده است. روی رف های پائینی واقع در طبقه همکف در بالکنهای فوقانی نیز رف های همانندی وجود دارد. از نقطه نظر معماری داخلی کتابخانه نیسا در "سلطان حصار" واقع در استان آیدین ترکیه به کتابخانه سلسوس شبیه است. در این کتابخانه هم طبقات و هم رف ها بر روی هم قرار گرفته اند با این تفاوت که کتابخانه نیسا در دو طبقه و در سلسوس در سه طبقه طراحی شده اند (یلدیز، ٢٠٠٣: ٣٨٤).
رف های داخلی کتابخانه که به منظور نگهداری کتب و منابع کتابخانه مورد استفاده قرار می گرفته بطور عمومی در دیواره های کناری سالن کتابخانه ساخته می شدند و بصورت رف های کوچکی بودند. در گذر زمان این رف ها در معماریهای روم جایگاه ویژه ای پیدا کرده و با تغییر کاربری به جای نگهداری کتابها کم کم به عنوان عنصری تزئینی در بناها بکار گرفته شدند. در رف های موجود در دیواره های مقابل ورودی کتابخانه معمولا مجسمه های رب النوع های مختلف گذاشته می شد. در بعضی موارد در داخل این رف ها مجسمه های عالمان، هنرمندان و ادیبان نیز قرار می گرفت. در یونان باستان مجسمه آتنا و در رومیها مجسمه مینروا[49] کتابخانه را تزئین می کرد (کاگنات[50]، ١٩٠٩: ٧). رف های چهارگوش را می توان در کتابخانه های کرمنا[51] و هادرینوس[52] مشاهده نمود. در بعضی از کتابخانه های سقف این رف ها به صورت گنبدی و یا نیم دایره نیز ساخته شده است (یلدیز، ٢٠٠٣: ٢٥٣). بنابر اعتقاد هبردی (١٩٠٥: ٧) در درون این رف های چهار گوشه برای اینکه کتابها قرار گیرند قفسه های چوبی ساخته شده بودند. در کتابخانه سلسوس محلهای خالی رف ها به کتابخانه هادریانوس شهر آتن بسیار شبیه است. بطوری که گوتز (١٩٣٧: ٢٣٨) در مورد گنجایش این رف ها تخمینهائی را زده است. براساس نظریه وی در قفسه های سالن مطالعه (طبقه همکف) کتابخانه سلسوس تعداد ٣٠٠٠ رول، آتن ٩٠٠٠ رول، در رف های بالکن اول سلسوس ٣٠٠٠ رول، آتن ٧٠٠٠ رول، در طبقه دوم بالکن کتابخانه سلسوس ٥٥٠٠ رول و در آتن ١٣٠٠٠ رول جای می گرفته است.
کتابهای تهیه شده در سرزمین روم در تمام ایالتهای وابسته به روم قابل خرید و فروش بود و تجارت کتاب صورت می گرفت. در ایالتها وابسته همچنین کتاب نویسان و کتاب سازان محلی نیز به فعالیت مشغول بودند. بیشتر این کتابسازان از بردگان تشکیل می شدند. بطوری که در بعضی از منابع از بکارگیری صدها برده در این مراکز سخن به میان آمده است (گلیوس[53]، ١٩٦١، جلد سوم: ٧). تا دوران مسیحیت یعنی قرن چهارم میلادی کتابهای تهیه شده در روم بصورت تومار بودند. در قرن اول میلادی کتابهای به شکل مجموعه محفوظات[54] هم در سرزمین روم تهیه شده است. اما در تجارت کتاب فقط کتابهای که به شکل تومار بودند مورد داد و ستد قرار می گرفتند (یلدیز، ٢٠٠٣: ٣٢١). یکی از راههای مهم تهیه کتاب در کتابخانه های این دوره تجارت و خرید و فروش این کتابها بوده است. اهدا و وقف نیز یکی دیگر از راههای تهیه منابع برای کتابخانه ها محسوب می گردید. که معمولا از طرف موسسان کتابخانه مبالغی برای تهیه کتاب اختصاص داده می شد. از موارد مهمی که می توان به عنوان نمونه برای تامین منابع کتابخانه بدان اشاره نموده بهره گیری از روش اهدا و یا میراث بود که در کتابخانه سلسوس نیز از آن استفاده شده است (هبردی، ١٩٠٥ :٦٧).
سالن اصلی کتابخانه سلسوس بوسیله بالکنهای باریکی که از درون ساخته شده از سه طبقه تشکیل شده است. به دلیل فرو ریختن سقف کتابخانه تعیین دقیق ارتفاع سالن مشکل است ولی براساس برآورد هبردی و نیمان و با درنظر گرفتن بالکنها احتمالاً ارتفاع سقف از کف سالن حدود ١٦ متر بوده است و بالکنها همزمان با ساختمان ساخته شده اند. اما کالمر (١٩٤٤: ١٧١) معتقد است که بعد از پر شدن رف های پائینی برای منابع جدید بالکنهای فوقانی ساخته شده اند. این بالکنها بر روی ستونها کوچکی استوار بوده اند. به عبارت دیگر در محیط داخلی کتابخانه به ارتفاع سه طبقه دو بالکن وجود داشته و رف های در سه ردیف بر روی هم قرار داشته اند (میلتنر، ١٩٥٨ :٥٥) (تصویر شماره ٩).

 

تصویر ٩: طراحی فضای داخلی کتابخانه براساس نظریه نیومن


احتمال داده می شود وسیله ارتباط و دسترسی به بالکنهای فوقانی پلکانهای چوبی بوده اند که بعد از آتش سوزی احتمالی از بین رفته اند و اثری از آنها نیست. در مورد بالکنها درون کتابخانه استروکا (١٩٧٩: ٨١٢) عقیده دارد که رف ها سه طبقه نبوده بلکه آنها در دو طبقه بوده اند. تامپسون (١٩٤٠: ٨٤) عقیده دارد که ستونهای که بالکنهای فوقانی را برپا می داشته اند متعلق به انبار کتابها بوده اند. اما به دلیل آنکه بالکنها ریخته اند نمی توان در این مورد نظر قطعی را اعلام نمود.
در طبقه همکف سالن اصلی در دورتادور دیواره ها و در قسمت پائین رف ها سکوهای از سنگ مرمر سفید ساخته شده که سراسر سالن را فرا گرفته اند. احتمال دارد این سکوها برای ایجاد فاصله بین کتابها و مطالعه کنندگان ایجاد شده باشند و کتابدارن با رفتن بر روی این سکوها کتابهای مورد درخواست را از قفسه برداشته و در اختیار درخواست کنندگان قرار می داده اند. کالمر این سکوها را عاملی برای دور نگهداشتن مراجعه کنندگان از منابع نمی داند و معتقد است برای زیبائی در بنای ساختمان مورد استفاده قرار گرفته اند (کالمر، ١٩٤٤: ١٧١). پایه های ستونهای که بار سقف بالکن طبقه فوقانی را تحمل می کنند در این سکوها قرار داشته اند. تعداد ستونها در سمت دیواره های شمالی و جنوبی هر کدام ٥ عدد بوده و در هر دو طرف شبستان نیز پنج ستون قرا گرفته است که جمعأ بیست ستون را شامل می شوند. در داخل شبستان نیز آثار دو ستون باقی مانده است (تصویر شماره ٦).
قسمتی که رف های کتابها قرار دارند قسمت درونی دیواره های کتابخانه هستند و بین این دیواره ها از بیرون یک راهرو باریکی وجود دارد. امکان دسترسی به این راهروها از سمت شرق بوسیله درب کوچکی امکان پذیر بوده است. این راهروها از دو طرف تا قسمت قرار گرفتن شبستان ادامه دارد ولی در این قسمت وجود ندارد. هدفی که از ساخت این فاصله وجود داشته است جلوگیری از سرایت نم و رطوبت از بیرون به داخل کتابخانه و جلوگیری از احتراق پاپیروسها و پارشمنها در صورت بروز آتش سوزی در بیرون از کتابخانه بوده است (هبردی، ١٩٠٥: ٦٣). دیواره های که بدین صورت در عمق خاک بنا شده اند بهترین شیوه برای محافظت پاپیروسها محسوب می شوند (روبرتسون، ١٩٦٩: ٢٩١). نمای ساختمان نه تنها به سمت شرق ساخته شده است بلکه گردش هوا برای محافظت از دست نوشته ها در نظر گرفته شده است (هبردی، ١٩٠٥ : ٦٨).
برای محافظت ساختمان از رطوبت احتمالی و سیلابهای احتمالی هم از طرف جنوب و هم از طرف شمال بر روی اراضی مشرف بر تپه بنا شده است. اما مهمترین اقدام برای جلوگیری از رطوبت ساخت دیوارهای دو جداره بوده است. دیواره دو جداره را در کتابخانه برگاما نیز می توان مشاهده کرد. بین این دو کتابخانه از نظر معماری شباهتهای وجود دارد اما باید اشاره نمود که سلسوس ادامه دهند روش معماری براگما است زیرا براگما در قرن دوم قبل از میلاد و سلسوس در قرن دوم بعد از میلاد ساخته شده اند. در کناره های بیرونی کتابخانه برای هدایت آبهای حاصل از بارش باران و ناودانهای سقف کتابخانه جویهای تعبیه شده تا آبها به بیرون از محیط کتابخانه هدایت شوند (هوبر، ١٩٧٨: ٩٨٣). همانگونه که قبلا توضیح داده شده حوض میانی محوطه کتابخانه و آب نما ها در دوران بعد و بر اثر تغییر کاربری ساختمان کتابخانه در قرن پنجم میلادی ساخته شده اند. کیل (١٩٥٥: ٨٨) همچنین در تحقیقات خود مشخص کرده است فعالیتهای بر روی دیواره های اطراف برای ایزولاسیون کردن آنها صورت گرفته است.
از نظر تأمین روشنائی نیز نظریات مختلفی وجود دارد. نیمان براساس پژوهشهای خود معتقد است که کتابخانه از وسط سقف به وسیله پنجره های بزرگی روشن می شده است. کاگنات (١٩٠٩: ٢٤٩) نیز از این عقیده حمایت می کند و معتقد است از پنجره های موجود در نمای اصلی نیز برای روشنائی استفاده می شده است. هبردی (١٩٠٥ : ٦٣) معتقد است با توجه به ابعاد داخلی سالن اصلی کتابخانه و با در نظر گرفتن اندازه درها و پنجره های موجود در نمای اصلی کتابخانه این فضاها برای تأمین روشنائی داخل کتابخانه کافی بوده و نیازی به تعبیه روشنائی در سقف نیست. همچنین وی عقیده دارد که بام کتابخانه صاف بوده و امکان نورگیری از آن وجود نداشته است. ساخت نمای اصلی کتابخانه به سمت شرق نیز باعث شده است تا محوطه سالن اصلی به نحو عالی از آفتاب صبحگانی بهره بگیرد. سقف کتابخانه از الوارها چوبی ساخته شده و احتمال دارد تزئینات مرسوم در آن دوره بر روی سقف کتابخانه نیز اعمال شده باشد که بر اثر آتش سوزی از بین رفته است (کالمر، ١٩٤٤: ١٧١).


مزار موجود در کتابخانه
در تعدادی از کتابخانه های روم آرامگاههای بصورت مستقل و یا مزارهای در داخل کتابخانه ها وجود دارد. این مزارها یا مربوط به موسسان کتابخانه و یا آرامگاه افراد وابسته به خانواده وی می باشند. در کتابخانه سلسوس نیز به اینچنین موردی برخورد می کنیم. در دهلیز قسمت شمالی بوسیله راه پله ای که دارای چهار پله است به دهلیز شمالغربی و آنجا بوسیله عبور از یک درب باریک به اطلاق مزار که به موازات ایوان کتابخانه می باشد می توان دسترسی پیدا کرد. سقف سنگی این مزار گنبدی شکل بوده و در دیواره سمت شرقی آن دو پنجره کوچک وجود دارد. در گوشه سمت جنوب غربی اطاق مذکور سنگ قبری که از سنگ مرمریت ساخته شده و با نقوش رب النوعهای پیروزی تزئین شده است قرار گرفته است. در درون قبر تابوت فلزی که از آلیاژهاي سرب ساخته وجود دارد که در داخل آن اسکلت سلسوس که کتابخانه به یادبود وی ساخته شده قرار گرفته است.
سقف تابوت بصورت مورب(شیروانی) بوده و به نظر استروکا باز بودن مزار برای بازدید عموم به دلیل ثروتمند بودن صاحب آن نیست بلکه مصلحت سیاسی باعث آن گردیده است. زیرا اعضاء وابسته به خانواده های اصیل فقط اجازه دفن در داخل شهر را پیدا می کردند. دفن کردن افرادی در داخل کتابخانه مورد نادری نیست و در کتابخانه دیگری که در بورسا[55] وجود دارد در داخل سالن کتابخانه همسر و فرزند بنیانگذار کتابخانه دفن گردیده است (پلینیوس، ١٩٦٣: ٨١؛ هبردی، ١٩٠٥ : ٦٨).


سخن آخر
کتابخانه سلسوس با توجه به تزئینات بسیار ارزشمند نمای ورودی خود جایگاه خاصی در بین بناهای مربوط به قرون اولیه میلادی در آناطولی و بخصوص کتابخانه های باستانی دارد. نمای اصلی این بنا مجموعه ای است از عناصر تزئینی مرسوم در قرون اولیه میلادی که توجه محققان و باستانشناسان را به خود جلب کرده است. در این بنا بجز سقف آن کلیه عناصر معماری باقی مانده است و به همین دلیل از نظر بررسی معماری کتابخانه ها اهمیت بسیار فراوانی دارد. وجود دیواره دو جداره و تدابیر اتخاذ شده برای جلوگیری از نفوذ رطوبت به داخل ساختمان، استفاده از روشنائی صبحگاهی، قرار گرفتن ساختمان در نقطه مرتفع برای در امان ماندن از سیلابهای احتمالی و هدایت آبهای سطحی به بیرون از محوطه، رف های ساخته شده در دیواره ها و پوشانیدن آنها از سنگ مرمریت از نقطه های مهم و اساسی می باشند که در طراحی و ساخت کتابخانه های مربوط به قرون اولیه میلادی مورد توجه قرار گرفته است.
نزدیکی کتابخانه به مرکز شهر و همجواری با بازار اصلی، تئاتر و سالن اجتماعات نشان از اهمیت کتابخانه های عمومی در دوران باستان دارد. این مسئله برگرفته از فسلفه وجودی کتابخانه های عمومی است و برای دسترس پذیرتر بودن کتابخانه اعمال شده است. یکی از مسائلی که در این کتابخانه توجه را جلب می نمایند وصیت بنیانگذار کتابخانه برای ماندگاری نامش با احداث یک کتابخانه عمومی است که در این امر نیز موفق بوده است. قرار گرفتن کتابخانه در میان بناهای با اهمیت شهر و استفاده از دروازه ارتباطی این کتابخانه به بازار شهر توسط اشراف و اعیان شهر نشان از اهمیت کتابخانه در دوران باستان می باشد.
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 20:40  توسط رضا   | 

معرق

معرق کاری

 پیشینه

در دوران قبل از اسلام قطعات بزرگ چوبی به عنوان بخشی از ساختمان به کار می رفته است. در این دوره چوب به عنوان یکی از فراوان ترین مصالح طبیعی نقش مهمی در ساخت ابزار فنی و کشاورزی و حتی وسایل خانگی ایفا می کرده است. از دوره سلوکیان آثار چندانی در دست نیست و آثار چوبی دوره اشکانی نیز تا حد زیادی شباهت به دوره هخامنشی دارد. در دوره ساسانی استفاده از کلافهای چوبی در ساختمان متداول می‌شود. در این دوره نوعی رویه‌کوبی مربع‌های چوبی انجام می شده که نقش هندسی و انتزاعی داشته است. نقوش عبارت بودند از نقوش انتزاعی، گیاه و حیوان و انسان.

مهمترین وسایل چوبی که ساخت آنها در قرون اولیه اسلامی متداول بوده عبارتند از کلبه‌ها و ساختمان‌های چوبی، کلافهای ساختمانی، ستون چوبی سقف‌های کاذب چوبی قابدار، وسایل به ساختمان مثل درب و پنجره، وسایل کاربردی مثل منبر، ابزار آلات صنعتی و کشاورزی.

در آثار چوبی دوره میانی اسلامی که مربوط به حدود قرون پنجم تا دهم هجری است اجزای ساختمان‌های چوبی مثل ستون و سقف، وسایل متصل به ساختمان مثل در، پنجره، نرده به میزان زیادی به چشم می خورد ولی آثار کوچکتر مثل جعبه، قاب، رحل، وسایل خانگی، ابزار آلات، وسایل جنگی و شکار نیز کم و بیش وجود دارد. بیشترین نقوشی که در منبت این دوران می بینیم عبارتند از: نقوش هندسی، شیارهای موازی، کتیبه، اسامی ائمه (ع)، شکل محرابی، لچک، ترنج، گل و بوته، ختایی و اسلیمی، شکوفه،برگ، نخل، شمسه، حیوان و انسان .

در اکثر آثار چوبی صفوی می‌توان تحولاتی از لحاظ نقش و شیوه‌های اجرایی ملاحظه کرد. صنایع دستی چوبی این دوره که مربوط به حدود قرن 10 و 12 می باشد از لحاظ فنی بسیار ظریف و بادوام و دارای عملکردی مفید و صحیح هستند و از لحاظ هنری بر اساس نقوش و فرهنگی ایرانی ساخته شده‌اند و از طرفی با دقت و نظم اجرا شده. آثار این دوره شامل ساختمان‌های چوبی و اجزای وابسته به آن مثل ستون و سقف و در و پنجره و همچنین شامل وسایل کاربردی مثل رحل، جعبه، قاب، صندلی و ابزار آلات صنعتی و کشاورزی و جنگی است. هنر معرق که از دوران قبلی آغاز شده و به طور ساده انجام می شد از این زمان تکامل بیشتری می یابد.

منبت کاری دوره میانه اسلامی در حدی بسیار ظریف و باروسازی و ریزه کاری فراوان دیده می‌شود و پرداخت آن نیز در حد اعلای خود مشاهده می‌شود. منبت این دوره بر اساس طرح‌های هندسی، شیارهای موازی، خط ثلث و نسخ، اسلیمی و ختایی به سبک ایرانی، نقوش انتزاعی گیاه و انسان و ترنج و محرابی مشاهده می‌شود.

هنرهای چوبی بعد از صفویه و به خصوص دوران قاجار نه تنها تکامل فنی نداشت بلکه با افت کیفیت فنی نیز روبرو بود. به طور کلی در آثار چوبی این دوره به دو سبک وجود دارد. بخشی که در آن سعی شده از روشها و نقوش دوران قبل پیروی شود و بخشی دیگر که از اصول فنی و هنری آثار چوبی اروپا الهام گرفته شده. در این دوره به دو نوع منبت بر می خوریم. یکی منبت به شیوه صفوی با عمق کم و طرح ایرانی که ندرتا" دیده می‌شود و دیگری منبت به شیوه فرنگی با عمق زیاد و با نقش پیچک اجرا شده که به میزان زیادتر وجود داشته

معرق

قرار گرفتن قطعات چوب‌های رنگی در کنار هم به وجود آوردن طرحی مشخص را معرق می‌گویند. گاه دیده می‌شود که در کنار چوب‌های رنگی از مصالحی چون عاج، صدف، فلزات و استخوان هم استفاده می‌شود. به طور کلی معرق به دو گروه اصلی تقسیم می‌گردد.

الف – معرق زمینه رنگ: اگر در هنر معرق، زمینه کار هم از چوب بریده شود، معرق زمینه چوب نامیده می‌شود. در واقع طرح اصلی توسط زمینه ایی از چوب احاطه می‌شود. معرق زمینه چوب به روشهای گوناگونی کار می‌شود که شامل معرق پازلی، معرق آجری، نازک بری در معرق منبت می باشد.

معرق زمینه جورچین (پازلی)

با همان شیوه معرق چوب کار می‌شود، فقط زمینه طرح یا کار را به قطعه‌های پازل مانند بریده، در کنار هم می چسبانند و سپس باز هم برای مراحل تکمیلی به کارگاه رنگ فرستاده می‌شود.

معرق زمینه آجری: با همان شیوه معرق زمینه چوب کار می‌شود، فقط تفاوت کار در این است که زمینه طرح به صورت آجری بریده و در کنار هم چیده می‌شود. آنگاه مراحل تکمیلی را به صورت رایج طی می‌کنند.

نازک بری در معرق: در این شیوه از معرق، ابتدا قطعات طرح مورد نظر معرق بریده می‌شود. آنگاه به وسیله اره مویی معمولی برش‌های بسیار ظریف و نزدیک به هم در تمامی قسمت‌های طرح داده می‌شود، برش‌هایی که به فاصله‌های میلیمتری در کنار هم داده می‌شود. سپس چوبهای شکل داده شده در کنار هم بر روی زمینه‌ای از تخته روکش شده و غالبا" بدون هیچ نوع تزئینی چسبانده می‌شود.

معرق منبت: معرقی که نقشهای آن برجسته است معرق منبت گفته می‌شود برای ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه‌ها را مانند معرق می برند و بعد آنها رابه طور مجزا به شیوه منبت کاری ساخت و ساز نموده، کنار یکدیگر جفت و جور می‌کنند. در پایان قطعه را رویزیر کار در محل مربوط نصب می‌کنند.

ابزار

ابزار کاری که در کارگاه معرق به کار می‌رود عبارتند از:

اره دست – اره چوب بر – اره فلز – پرس دستی (پیچ دستی) – پیشکار – تیزک – چکش – سوهان تخت – سوهان چوب ساب – کمان اره – رنده دستی- سنگ نفت – گازانبر – لیسه – ماشین پرداخت – مته دستی – میخ

مواد اولیه

برای معرق کاری، وجود انواع چوب با تنوع رنگی ضرورت دارد و در انتخاب چوب باید مواردی چون استحکام و خشک بودن چوب و قابلیت اره شدن و رنده شدن را در نظر گرفت. هم چنین از صدف، عاج، فلزات در معرق استفاده می‌شود.

مراحل اجرای یک طرح معرق

تخته پشت کار را به اندازه طرح مورد نظر انتخاب کرده، به روی آن یک ورق از نایلون قرار می دهند، انگاه طرح و نقشه مورد نظر را بر روی کاغذ آورده و به وسیله چسب مایع آن را بر روی تخته سه لایی می چسبانند، پس از آن تکه‌های مختلف طرح با اره مویی بریده شده قطعات مختلف آن را به وسیله میخ سایه بر روی تخته زمینه به طورموقت نصب می‌کنند. آنگاه قطعات طرح را جداگانه بر روی چوب‌ها با رنگ‌های مورد نظر به وسیله همان میخ سایه نصب کرده و روی چوب پیشکار قرار داده و به وسیله اره مویی دور طرح را روی تخته بریده و حال قطعه چوب بریده شده را در جای خود مطابق نقشه روی تخته پیشکار به وسیله میخ سایه موقتا" نصب می‌کنند. بدین ترتیب با این روش همه نقش‌های خرد شده را از رنگ‌های مختلف چوب، صدف و عاج تهیه و جایگزین مدل می‌کنند. هنگامی که تمام چوب‌های رنگی جایگزینی طرح اولیه شده، چسبی از سریشم و پودر امرا تهیه کرده و به وسیله انگشت سبابه روی تمام شیارهای بین تکه‌های قرار می دهند. به این طریق تمام شیارهای بین نقوش پر می‌شود و قطعات به طور کامل به هم چسبیده و ثابت می‌شود. دراین مرحله میخ‌های سایه را از روی طرحها بر می دارند و آنگاه نوبت به نایلونی می رسد که قبلا" در زیر کار و روی تخته پشت کار قرار داده شده بود، آن را نیز برداشته و نقش‌های چسبیده شده را بر می گردانند و پشت آنها را سمباده نرم می زنند. در نتیجه چسب‌هایی که از میان شیارها به پشت کار نفوذ کرده، پاک می‌شود. حال سطح تخته پشت کار را به وسیله کاردک به چسب گرم آغشته کرده، نقشه معرق شده را روی آن می چسبانند و برای ثابت نگاه داشتن آن دو میخ سنجاقی در بالا و پایین آن نصب می‌کنند. در این مرحله لایه‌ای از نایلون و قطعه‌ای از نمد یا پتوی ضخیم را روی نقشه معرق شده قرار داده ترکیب فوق را در میان دستگاه پرس گذاشته، تحت فشار می دهند و بعد از گونیا کردن تابلو، اضلاع آن را رنده می‌کنند. سطح تابلو رابه دلیل متفاوت بودن ضخامت چوبهای صنعتی، با ماشین سمباده می سایند تا یکنواخت و صیقلی شود. حال محیط تابلو را به وسلیه نوار چسب کاغذی به طریقی که 2 یا 3 میلیمتر آن از سطح تابلو بالاتر قرار گیرد چسبانده مخلوط پلی استر آماده شده را به طور یکنواخت روی صفحه مورد نظر می ریزند تا کاملا" سطح را بپوشاند. بعد از خشک شدن پلی استر به وسیله سمباده لرزان آن را می سایند تا رنگ چوب از زیر پلی استر ظاهر شود و مجددا" برای شفافیت بیشتر، قشری از پلی استر شفاف بر آن پاشیده و سمباده می زنند. در پایان به وسیله دستگاه پرداخت و مواد جلا دهنده سطح کار را پرداخت می‌کنند.

منبت

هنر کنده کاری نقوش به روی چوب را منبت گویند. قابل توجه است که منبت می‌تواند به صورت یک تکه یا چند تکه انجام شود هرگاه منبت کاری بر روی چوب بزرگ یک تکه انجام شود، منبت یک تکه و هرگاه منبت کاری بر روی تکه‌های کوچکی انجام شود، منبت چند تکه خواهد بود. منبت بر حسب نوع برجستگی که در کار آن به وجود می‌آید به پنج دسته تقسیم می‌گردد: منبت کم بر جسته، منبت نیم برجسته، منبت تمام برجسته، پیکره، قلم زنی بر روی چوب

ابزار کار

مغار: وسیله‌ای است برای تراشیدن چوب که انواع آن در ذیل نام برده شده مغار کبریتی- مغار تخت یا صاف – مغار نیم باز – مغار گیلویی – مغار شتره کلیه مغارهای نامبرده دارای خمیده یا کج نیز هستند که در جاهایی که امکان استفاده از مغار صاف نباشد، از مغار کج استفاده می‌شود.

سوهان: برای ساییدن چوب و دیگر ابزار منبت کاری به کار می‌رود و انواع آن شامل موارد زیر می‌شود. سوهان دو سر صاف – سوهان دو سر کج – سوهان سه پهلوی سه گوش- سوهان سه پهلوی صاف – سوهان نیم گرد – سوهان دم کاردی – سوهان دم موشی – سوهان گرد – چوب ساب

مواد اولیه

شامل: 1- چوب‌های محکم و بدون گره که برای این منظور چوب‌های آبنوس، بقم، شمشاد، فوفل، عناب، و گردو و .... از همه مناسب تر هستند.

2- عاج، صدف و استخوان

روش کار

ابتدا طرح بر روی زمینه چوب منتقل می‌شود و با بستن کار به گیره دستی هنرمند شروع به کار کرده و ابتدا خطوط محیطی طرح با مغار مشخص می‌شود سپس بابرداشتن زمینه کار به صورت یکنواخت و به وسیله مغارهای مختلف منبت کار روی چوب ادامه پیدا می‌کند. پس از پایان کار منبت کاری، سطوح کار با سنباده بسیار نرم، صاف و صیقلی می‌شود. در مرحله به سطح کار روغن با پلی استر زده می‌شود تا چوب بر اثر مرور زمان ترک نخورد و در مقابل رطوبت مقاوم باشد.

انواع منبت

از انواع منبت می‌توان نمونه‌های زیر را نام برد:

منبت کمی بر جسته: نوعی از منبت است که در آن هنرمند منبت کاری خود را به حدی برساند که نقش برجسته‌ای که به وجود آورده از سطح زمینه کار بیرون نیاید و هم سطح حاشیه اطراف کار باشد. منبت بر جسته: شیوه کار این گونه که مراحل منبت یک چوب را تا آنجا پیش می بریم که برجستگی‌های طرح از رویه کار کاملا" بیرون خواهد زد. پیکره: هنرمند طرح خود را بر روی حجمی از چوب به شیوه‌های چسباندن، فوکپی، یا از طریق کاغذ کاربن یا طراحی مستقیم بر روی چوب انتقال می دهد، آنگاه از برجسته ترین قسمت طرح کار خود را آغاز می‌کند و توسط مغارهای و لوازم رایج در این زمینه مشغول کنده کاری بر روی چوب می‌شود. در تمام کار، طرح به صورت کاملا" بر جسته و دارای حجم چوب از داخل بیرون آمده و اطراف آن خالی از هر گونه چوب خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 19:39  توسط رضا   | 

آشنایی با انواع چوب ها

راش Brish

نام علمی این چوب Faguskhl نام فارسی و بومی راش و مرس و نام انگلیسی آن Beech است.از خواص ظاهری چوب راش درون نامشخص و به رنگ کرم مایل به قرمز است.
دوایر سالیانه فشرده و در نتیجه در مقاطع طولی دارای خطوط کم و بیش مشخص ناشی از آن است. از بارزترین خوصوصیات شاید بتوان به پره های چوبی در مقاطع طولی اشاره کرده که در مقاطع شعاعی به پرمگسو در مقاطع مماسی به دوک معروفند و این پره ها به صورت لکه های قرمز دیده می شوند چه بسا گاهیاین پرمگس های زیبا عیب محسوب می شوند چرا که به عقیده نجاران این بخشهای چوب پس از رنگ کاری سیاه می شوند.گونه راش چوبی نیمه سنگین و دارای بافتی همگن است و تقریبا" مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست .گرد بینه های درجه1 و 2راش در ایران بیشتر به مصرف کارخانجات روکش و تخته لایه می رسدو گرده بینه های
درجه 3 پس از تبدیل به الوار به بازار تهران (پل چوبی) روانه می شوند.بنا به اطاعات بازار میزان تفاوت قیمت آن در6 ماه نخست در بازار تهران بوده است.به دلیل بافت همگن و درجه سختی مناسب این چوب بیشترین تقاضا را برای خرید به منظور تهیه مبل در بازار دارد.همچنین به دلیل قابلیت آغشتگی با انواع محلولهای حفاظتی بیشترین گونه مصرفی در کارخانه های اشباع است.البته اخیرا" گونه های خارجی راش از طریق آذربایجان وارد ایران شده است که بنا به اعدای مبل سازان و فروشندگان چوب کیفیت چوب راش ایرانی را ندارد ولی به دلیل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها میزان ضایعات کمتری،در امر فرآیند تولید دارد.

توسکا:Alnus

دو گونه توسکای قشلاقی و ییلاقی به نام های علمی Alnus subcordate و glutionose alnus در ایران وجود دارد.نام های محلی توسکا،تسکا و توسه است.چوب درون نامشخص ،رنگ کرم مایل به قرمز،دوایر سالیانه پهن با حدودنسبتا"مشخص و موجدار در مقطع عرضی و پره چوبی آجری شکل قرمز در مقطع شعاعی و دوک های ظریف(پره ها)در مقطع مماسی از خصوصیات ظاهری چوب است.چوبی نیمه سنگین تا سبک است که به دلیل پراخت و رنگ پذیری شکاف خوری و ابزار خوری خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولی کم دوام بوده که البته در آب دوام قابل توجهی دارد.بیشترین میزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست که البته در حال حاضر مهمترین مورد مصرف آن طبق امار موجود در کارخانه جات تخته لایه سازی آن در برابر آب در ساختن بناهای آبی نیز مصرف می شود قیمت چوب توسکا به صورت الواری در سال بوده است.

افرا: maple

این خانواده دارای گونه های مختلفی در ایران است از جمله می توان افرا پلت،افرا شیردار وکیکم را نام برد .بزرگترین و فراوانترین افرای ایران اپلت با نام علمی insigne bossoو نام انگلیسی maple hsاست.این گونه چوب درون نامشخص،چوب سفید مایل به کرم با درخشندگی کم و بیش صدفی دارد.دوایر سالیانه به دلیل فشردگیچوب تابستان در مقطع عرضی کاملا"مشخص و مقطع مماسی نقوش مواج و در مقطع عرضی نقوش رگه ای مانند ایجاد کرده است که پره های چوبی ظریف و قهوه ای رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولی به صورت طولی به صورت لکه ها و دوک ها نمایان است.چوبی نیمه سنگین با پرداخت آسان و هم کشیدگی کم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روکش گیری جایگاه ویژه ای داشته باشد.

چوب روسی:

واژه چوب روسیدر بازار چوب ایران به هر نوع چوب سفید رنگ وارداتی از روسیه تلقی می شود و کاربرد آن هم چنان تفاوتی نمی کند در حالیکه این چوبه سفید خودشامل گونه های کاملا" متفاوت چون نراد،نوئل و انواع کاجها می شوند.همچنانکه گفته شد یکی از گونه های چوبی که به چوب روسی معروف استabiesیا نراد است که نام رایج آن در دنیا firو aspen است.این چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفید مایل به قرمز،فاقد مجاری سمغی ،راست تار ،سبک ،واکشیدگی وهم کشیدگی کم

،قابلیت ترک خوردن کم هنگام خشک شدن ،بسیار خوش کار ، سمباده خوری خوب ،

میخ خوری و پیچ خوری عالی هستند ولی با وجود تمام مزایا به راحتی در مقابل قارج ها درچار مرض لکه آبی یا لکه قرمز می شود و از استحکام آن می کاهد.حشرات نیز علاقه زیادی به لانه گزینی و تخم گذاری در آن دارد و باید توجه داشت که چوبها دارای رگه قرمز به هنگام خشک شدن کاما" تاب برمی دارد.این چوب به علت سبکی و ضریب الاستیته با از بهترین چوب ها برای اسکلت ساختمان هاست .الیاف بلند و خمیر سفید آن در کاغذ سازی مصرف فراوان دارد.در ایران این چوب غا لبا" در صنایع مبلمان استفاده می شوند

ماهاگونی یا آکاژو:

آکاژو ها به دو دسته آکاژویی آمریکایی و افریقایی تقسیم می شود که اغلب آکاژویی افریقاییی در بازار ایران یافت میشود.نام علمی این گونه khaya inveeuonsisو از خانواد miliaceaاست.نام های محلی متفاوتی در کشور های مختلف آفریقا دارد .درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازک سفید مایل به صورتی رنگ دارد.بافت یکدست و وجود پرمگسهای درخشان و براق که با تغیر جهت نور درخشش متفاوتی دارند از ویژگیهای شاخص این چوب است.در مقطع شعا عی نقوش نواری صذفی و در مقاطع مماسی نقوشی متنوع چون موجی مجعد جناغی دارد. که یکی از پر مصرف ترین چوبهای ئدنیا برای تهیه روکش های قیمتی است.به دلیل هم کشیدگی و واکشیدگی کم در هنگام خشک شدن کمتر دچار عیب می شود.ضربه پزیری خوب،پرداخت عالی ،پیچخوری و میخ خوری بالا از خوصصیات بارز این چوب است ولی رنگ پزیری و واکس خوری باید همراه با بتونه کاری انجام شود.در تهیه روکش و مبل سازی بیشترین مصرف را داراست.به دلیل ضربه پذیری و ضرریبه الاستیسیته بالا در تهیه قایق های بادبانی و تفرحی مناسب است.لازم به ذکر است که چوب های دیگری نیز تحت عنوان آکاژو در بازار دیده می شوند که اسامی واقعی انها سیپو ،کیسپو و ساپلی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:12  توسط رضا   | 

خواس چوب بلوط

مقدمه

کلمه بلوط را می‌توان به صورت عمومی در مورد صدها گونه درخت از رده Quercus بکار برد. این رده ، بومی نیمکره شمالی است که شامل گونه‌های برگریز و همیشه سبز می‌باشد که از نواحی سردسیر تا گرمسیری آسیا و آمریکا گسترش دارند. درخت بلوط ، درختی آشنا و تنومند است که برگ‌هایش در زمستان می‌ریزد و طول آن تا چهل متر می‌رسد و شاخ و برگ‌های آن دورا دور تنه‌ درخت را که پوستی صاف و خاکستری رنگ دارد و با گذشت سالیان شکافهایی بر می‌دارد، می‌پوشانند. برگ‌های دوک مانند آن در هر طرف 3 تا 7 لوب دارند و گل‌های شاتوتی در کنار آنها ظاهر می‌شوند. در فصل پاییز گل‌های بارور درخت ماده ، میوه‌های بلوط به رنگ قهوه‌ای مایل به سبز را تولید می‌کنند.


تصویر



بلوطها درختانی هستند دارای شکل توپر ، حجیم و گسترده با تاجی گنبدی شکل و برگهای موج‌دار در لبه و همچنین میوه‌هایی ایجاد می‌کنند که درون یک محفظه فنجان مانند قرار دارند. بلوط یک بخش اساسی از نواحی روستایی ما در غرب کشور است که به صورت درخت و درختچه وجود دارد. برگهای کنگره‌دار بلوط ممکن است بیضی شکل یا کشیده و باریک باشند و یا در پاییز به ارغوانی روشن بگرایند. این درختان دارای تنه‌ای بزرگ و برگهایی که برای تصفیه هوا و سایه افکنی ارزش بسیاری دارند و البته مناسب برای خاکهای کم عمق نیستند.

واریته‌ها

Quercus.robur درختی بلند ، دارای برگهایی با برندگی دندانه‌ای نوک تیز یا بریدگی عمیق کنگره‌دار. این درخت به علت رشد زیاد برای فضاهای کوچک و متوسط مناسب نمی‌باشد. دارای یک واریته ستون مانند است که برای فضاهای کوچک مناسب است. برای خاکهای گچ‌دار Quercus.petraea که خیلی شبیه بلوط معمولی است مناسب می‌باشد. بلوط سریع‌الرشد ترکی (Quercus.corris) دارای رشد سریع و جوانه‌های زمستانه با ریشک بلند است.

بلوط قرمز (Quercus.rubra) نیز به سرعت رشد می‌کند و به صورت یک درخت بزرگ تا ارتفاع 24 متر می‌رسد و اگر در خاک اسیدی کاشته شود برگها در پایان فصل به ارغوانی می‌گرایند. بلوط دائم سبز (Quercus.ilex) بابرگهای کشیده بدون دندانه که می‌توان آن را به صورت درختچه نیز تربیت نمود و از آن به عنوان پرچین استفاده کرد چون هرس شدید را به خوبی تحمل می‌کند.



تصویر

گونه‌های بومی

Quercus.castaneifera درجنگلهای شمال ، Quercus.sessilifolia بلوط کوهی مخصوص نواحی مرتفع جنگل ، Quercus.macranthera بلوط آذری مخصوص نقاط بسیار بلند ، Quercus.atropatana گز و مازو ، بلوط جنگلی در نقاط نیمه مرطوب. Quercus.persica مازوی گزانگبین در نقاط خشک.

زیستگاه طبیعی

درخت بلوط در خاک پر رس مرطوب رشد می‌کند، ولی خاک‌های شنی را نیز تحمل می‌نماید. این درخت در مناطق جنگلی و پست یافت می‌شود. بلوط سفید یک گیاه بومی آمریکای شمالی است که از آن استفاده‌های دارویی می‌شود.

هرس

هرس گونه‌های خزان کننده در آذر ماه و گونه‌های همیشه سبز در فروردین انجام می‌گیرد.

تکثیر

بوسیله کشت بذر بطور معمول انجام می‌پذیرد. دو گروه بلوط موجود است: گروه بلوطهای سیاه (که میوه‌ها در سال دوم می‌رسند) و گروه بلوطهای سفید (که میوه‌ها در همان سال اول می‌رسند). بذر گروه بلوطهای سفید یا بدون دوره استراحت یا دوره استراحت کوتاه بوده و به جز چند اسثتناء به محض رسیدن در پاییز قابل کشت هستند. بذر گروه بلوطهای سیاه دارای دوره رشد جنینی بوده و نیاز به استراتیفیه شدن (0 تا 2 درجه سانتیگراد) برای یک تا سه ماه دارند. میوه‌ها اغلب مورد حمله سر خرطومی (مخصوصا در انبار) قرار می‌گیرند. فرو بردن میوه ها در آب ْ49 درجه سانتیگراد به مدت 30 دقیقه از میزان خسارت آفت بسیار خواهد کاست.


تصویر



در موقع کاشت ابتدا بذرها را درون ظرف آب فرو برده و آنهایی که شناور می‌مانند غیر قابل کاشت هستند. جهت جلوگیری از رشد طولی ریشه به خاطر اینکه بتوان نهال بذری را به راحتی جابجا کرد بهتر است در زیر محل بذرکاری از صفحات سیمی مشبک مسی استفاده نمود. نوک ریشه اصلی به این صفحه برخورد کرده و از رشد باز می‌ماند. روشهای مختلف پیوند با موفقیت بر روی بلوطها انجام می‌پذیرد فقط پیوند بلوطهای گروه سفید روی پایه‌های این گروه و پیوند بلوطهای گروه سیاه بر روی پایه‌های این گروه امکان پذیر است. تکثیر بلوط از راه قلمه یا خوابانیدن معمولا با عدم موفقیت همراه بوده است.

خواص چوب بلوط

چوب بلوط فشره و محکم است و نماد قدرت و استقامت می‌باشد و از گذشته‌ خیلی دور یکی از مهم‌ترین مصالح ساختمانی در اروپای شرقی بوده است. در گذشته علاوه بر مصرف انبوه الوار بلوط در ساختمان‌سازی ، از چوب بلوط برای ساختن کشتی‌های بازرگانی و جنگی استفاده گسترده می‌شده است .
درخت بلوط در میان مردم کشور‌های اسکاندیناوی ، یونان و روم محل سکونت الهه‌ باروری و نشان دهنده‌ قدرت و باروری بوده است. روزگاری از تمام قسمت‌های درخت، استفاده‌های پزشکی به عمل می‌آمده است.


تصویر



در افسانه‌های عامیانه قرون وسطا آمده که تماس یک میخ با قسمت صدمه‌ دیده‌ی بدن و سپس فرو کردن همان میخ در درخت بلوط سبب می‌شده است که بیمار شفا یابد. زمانی برگ‌های بلوط را بر روی زخم و بریدگی‌های بدن می‌گذاشتند تا زخم التیام پیدا کند، اما امروزه گیاه پزشکان تنها از پوست درخت بلوط استفاده دارویی می‌کنند. خاصیت قابض‌کنندگی پوست بلوط ، عامل قطعی درمان اسهال‌های شدید می‌باشد و خاصیت گندزدایی و ضد میکروبی آن برای مداوای عفونت‌های گلو تجویز می‌شود. چای پوست بلوط یک تقویت‌کننده است و مخلوط پوست و میوه‌ی درخت بلوط یک پادزهر را بوجود می‌آورد. میوه‌ درخت بلوط معمولا برشته و آسیاب می‌شود و از آن قهوه تهیه می‌نمایند .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:46  توسط رضا   | 

با عرض سلام به تمامی بازدید کنندگان عزیز.

امیدوارم که با رضایت بازدید خود را تکمیل نمایید.     با تشکر مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 19:11  توسط رضا   |